احمد بن محمد بن عیسی اشعری محدث امامی در سدهٔ سوم هجری قمری، مکنی به ابوجعفر و از شاگردان امام جواد و امام هادی است. شیخ طوسی از او با عنوان شیخ القمیین و وجههم و فقیههم یاد کرده است. [ویرایش] ۱ - شرح حالنام او احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله بن سعد بن مالک بن احوص بن سائب بن مالک بن عامر اشعری است. وی در شهر قم به دنیا آمد. قم شهر علم و فقاهت و شهر راویان بزرگ شیعه و پناهگاه فقها و دانشمندان بزرگ و علاقهمندان به محمد و آل محمد(ع) بوده است. او در خانوادهای اهل علم و دانش و ارادتمند به اهل بیت رسول خدا(ص) تربیت شد و از نوجوانی زیر نظر پدر خود، محمد بن عیسی اشعری به فراگیری علوم و معارف اسلامی پرداخت. اشعری از برجستهترین شخصیتهای علمی دوران خود و رئیس و بزرگ شهر قم و از احترام خاصی در نزد مردم قم برخوردار بود. [ویرایش] ۲ - نسب و خاندانخاندان اشعری از بزرگترین و سرشناسترین خاندانهای شهر قم بودند. اجداد آنها از یمن به مکه مهاجرت کردند و از آنجا به حمایت از رسول خدا(ص) به مدینه و از آنجا نیز به کوفه رفتند. جد آنها ابوعامر، در غزوات متعددی شرکت کرد و در جنگ حنین به شهادت رسید. پدربزرگ احمد، عیسی بن عبدالله، از اصحاب امام صادق بود و آن حضرت به او فرمودند: «تو از ما اهل بیت هستی.» [۱]
. اختیار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ج ۲، ص ۲۱۵.
پدرش ابوعلی محمد بن عیسی چهرهای برجسته و از هیبت و مقام و منزلتی خاص در میان مردم برخودار بود. به گفتهٔ نجاشی [۲]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۳۳۸.
که او را شیخ القمیین و وجه الاشاعره خوانده است، نزد امام رضا حدیث شنیده و از امام جواد(ع) روایت میکرده و نزد سلطان (احتمالاً حاکم قم) نیز از منزلت برخوردار بوده است.عموی احمد عمران نام داشت. امام جعفر صادق(ع) دربارهٔ او میفرمودند: «این شخص از خاندان بزرگی است و هیچ ستمگری قصد آنان را نمیکند؛ مگر آنکه خداوند او را در هم میشکند.» [۳]
. اختیار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ج ۱، ص ۳۳۳.
احمد پسر عمویی داشت به نام مرزبان. امام رضا(ع) روزی به او گفتند: «نام تو جزو شیعیان من است.» [۴]
. اختیار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ج ۲، ص ۲۸۱.
[ویرایش] ۳ - ارتباط با اهل بیت(ع)چنانکه نجاشی [۵]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص۸۲.
گفته، وی امام رضا(ع) را دیده بود؛ اما از آنجا که به احتمال قوی از ایشان حدیثی روایت نکرده، چنین بر میآید که هنگام ملاقات با آن امام، عمر وی چندان نبوده است. [۶]
. رجال، محمّد بن حسن طوسي، ص ۳۳۶.
احمد از اصحاب امام جواد و امام هادی(ع) به شمار آمده؛ ولی چون در قم میزیست، تنها گهگاهی این دو امام بزرگوار را ملاقات کرده و بدین جهت، احادیث چندانی از آنان روایت نکرده است. [۷]
. الرّجال، منسوب به احمد برقي، همراه الرّجال ابن داوود حلّي، ص ۵۹.
[۸]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۳۳۸.
[۹]
. رجال، محمّد بن حسن طوسي، صص ۳۹۷ و ۴۰۹.
در روایتی که کشی [۱۰]
. اختیار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ص ۵۹۶.
نقل کرده، احمد زمانی به دستور امام جواد(ع) در مدینه خدمت امام رسیده بود. در این روایت، تصریح شده که وی از سوی ایشان نامهای برای زکریا بن آدم، نمایندهٔ امام در قم برده بود. در روایت مذکور، کنیهٔ احمد به صورت ابوعلی آمده است. نقل ماجرا از زبان خود احمد بن عیسی به شرح زیر است:«یکی از غلامان امام جواد(ع)، نامهای از حضرت به من داد. آن را گشودم و خط مبارک امام را خواندم. امام دستور داده بودند به نزدشان بروم. بار سفر به مدینه را بستم و خود را به حضور امام جواد(ع) رساندم. در آن جلسه دربارهٔ چند نفر از شیعیان سخن به میان آمد. با خود گفتم: نامی از زکریا بن آدم میبرم، شاید حضرت ضمن دلجویی از زکریا، برایشان دعا کنند. بیدرنگ به خود آمدم و گفتم: من چه کسی هستم که چنین جسارتی نمایم. امام(ع) به آنچه میکنند، آگاهترند. غرق در افکار خویش بودم که امام جواد(ع) رو به من کرده و سفارشهایی دربارهٔ زکریا بن آدم و ارسال اموالی که در اختیار داشت، بیان فرمودند.» رابطهٔ احمد با ائمهٔ اطهار(ع) رابطهای خاص بود و حکایت از اعتماد ائمه(ع) به او داشت. این حدیث موقعیت خاص احمد را نزد امام آشکار میکند؛ به گونهای که امام(ع) در موقع سفارش به یاران به دنبال او میفرستادند و نظریات او در مورد دیگر شیعیان را جویا میشدند. همچنین ائمه(ع) اینگونه پیامها را به هر کسی نمیگفتند و تنها اشخاصی را که مورد اعتماد کامل بودند، از این امور مطلع میکردند؛ چرا که وجود دشمنان شیعه و پیدایش بعضی انحرافات در قالب تشیع، جوی حساس و خطرناک به وجود آورده بود. هرچند دلیلی بر ملاقات بین او و امام حسن عسکری وجود ندارد، با توجه به مسافرتهای مکرر احمد به مدینه، دیدار او با یازدهمین اختر آسمان ولایت بعید به نظر نمیرسد. به هر روی، او از اصحاب امام حسن عسکری(ع) نیز به شمار میآید. هرچند که به دلیل کهولت سن و محاصرهٔ امام عسکری(ع) توسط دشمن، به محضر آن حضرت شرفیاب نشد، اما با ایشان مکاتباتی در مورد مسائل دینی و اجتماعی داشت. [ویرایش] ۴ - منش عقیدتیاحمد در عقاید سختگیر بود و با مخالفان به شدت برخورد میکرد. او در زمان خود، با دو جریان انحرافی عمده که با نقاب تشیع در صحنه ظاهر شدند، رو به رو شد. این دو جریان عبارت بودند از غلو و واقفیه. علی بن حسکه و قاسم یقطینی، سردمداران اصلی غلو در زمان احمد بودند. احمد در مقابل تبلیغات آنان در میان شیعه گزارشی به این صورت خدمت امام حسن عسکری(ع) فرستاد: «گروهی پیدا شدهاند که برای مردم سخنرانی میکنند. آنها سخنانی از طرف شما و پدرانتان برای شیعیان میگویند. دلهای ما گفتار آنان را نمی پذیرد. اینان دو نفر به نامهای علی بن حسکه و قاسم یقطینی هستند که میگویند: مقصود خدا از نماز در {{(آیه):إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر [۱۱]
. سورة عنکبوت، آية ۴۵.
رکوع و سجود نیست؛ بلکه مردی است که مردم را از زشتی بازمی دارد. همینطور مقصود از زکات، همان مرد است؛ نه تعدادی درهم که انفاق شود. آنها بقیهٔ واجبات و محرمات را نیز به همین صورت تأویل کردهاند. بر ما شیعیان منت گذاشته راه سالم را به ما معرفی کنید.»}}به محض اینکه امام حسن عسکری(ع) نامهٔ احمد را دریافت کردند، چنین پاسخ دادند: «این دین ما نیست. از این سخنان دوری بجوی.» در یک مورد نقل شده که وی به یونس بن عبدالرحمان - محدث و متکلم مشهور امامی - بدگمان بود؛ اما بعدها به سبب خوابی که دیده بود، توبه کرد و از عقیدهاش عدول نمود. [۱۲]
. اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، صص ۴۹۶-۴۹۷.
در برخورد احمد با واقفیان، همین بس که او با ارسال نامههایی برای ائمهٔ بعد از امام کاظم و پرسیدن مسائل فقهی و غیر فقهی و ارجاع مردم به آن بزرگواران، خط بطلانی بر مرام واقفیها کشید. نیز گفتهاند که احمد از حسن بن محبوب روایت نمیکرد؛ چرا که وی در روایت ابن محبوب از ابوحمزه ثمالی تردید داشت؛ اما گفته شده است که احمد از این تردید پشیمان شد و پیش از مرگ از نظر خود بازگشت. کشی به نقل از نصر بن صباح، این حکایت را نقل کرده [۱۳]
. اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ج ۱، ص ۵۱۲.
و نجاشی [۱۴]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۳۳۸.
آن را به نقل از کشی آورده است.با این وصف چنانکه در میان اسناد حدیث امامی دیده میشود، احمد از ابن محبوب بارها روایت کرده است. چنانکه ابن غضائری اشاره کرده، احمد بن محمد بن عیسی، احمد بن محمد برقی، محدث مشهور امامی را به سبب روایاتی که نقل میکرد، از قم بیرون راند؛ اما بعد از مدتی او را به قم بازگرداند و از وی عذر خواهی کرد و آن هنگام که برقی درگذشت، در تشییع پیکر او با پای برهنه شرکت کرد تا پشیمانی از کردهٔ خویش را نشان دهد. [۱۵]
. رجال، حسن بن يوسف علّامه حلّي، صص ۱۴-۱۵.
[۱۶]
. الضعفاء، منسوب به ابن غضائري، نسخة عکسي موجود در کتابخانة مرکز، ص ۳.
سهل بن زیاد نیز از جمله کسانی بود که توسط احمد به سبب غلوی که بدان متهم بود، از قم رانده شد؛ [۱۷]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۱۸۵.
چنانکه در الضعفای منسوب به ابن غضائری آمده است. [۱۸]
. الضعفاء، منسوب به ابن غضائري، ص ۱۳.
دیگری، محمد بن علی بن ابراهیم معروف به ابوسمینه بود که هنگام ورود به قم، مدتی نزد احمد بن محمد بن عیسی منزل کرد و آن زمان که گرایش او به غلو آشکار شد، توسط احمد از قم رانده شد. [۱۹]
. الضعفاء، منسوب به ابن غضائري، ص ۲۳.
[۲۰]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۳۳۲.
[ویرایش] ۵ - جایگاه و مقام علمیابوجعفر نزد علما و فقهای شیعه نیز از مقام و منزلت خاصی برخوردار بود و از راویان بزرگ شیعه به شمار میآمد. نام او در سند دو هزار و دویست و نود روایت آمده است. شیخ طوسی، نجاشی، ابن داود حلی و علامه حلی دربارهٔ او میگویند: «او بزرگ اهل قم، چهرهٔ سرشناس، فقیه و دانشمند آنان و رئیس شهر قم بود و به نمایندگی از مردم شهر در برابر سلطان یا حکومتهای دوران قرار میگرفت.» [۲۱]
. اختيار معرفة الرّجال، (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ج ۲، ص ۳۸.
[۲۲]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۸۲.
[۲۳]
. کتاب الرجال، ابن داود حلّي، ص ۱۷۹.
مقام علمی و کرامت نفس، منصبها و فضایل زیادی برای احمد به ارمغان آورد. برخی از مناصب او عبارتند از: ۵.۱ - رهبری شیعیان قماو به سبب لیاقتهایی که از خود بروز داد، توانست رهبری شیعیان قم را بر عهده گیرد. قدرت سیاسی و اجتماعی وی بدان حد رسید که وقتی بر اساس وظیفهٔ شرعی عدهای را از قم اخراج کرد، احدی را توان اظهار مخالفت نبود و بعضی که اجماع سکوتی را قبول ندارند، به همین واقعه استدلال کردهاند. حاکم قم نیز در امور ملکی به او رجوع میکرد و احمد در این امور در مصدر تصمیمگیری بود. نجاشی دربارهٔ قدرت سیاسی او مینویسد: «احمد بن محمد بن عیسی چهرهٔ بدون رقیب قم بود و با حاکم قم رفت و آمد داشت.» [۲۴]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۸۲.
از اینروست که برای او چهار عنوان وجه قم (چهرهٔ قم)، وجیه قم (چهرهٔ درخشان قم)، شیخ القمیین و فقیه القمیین در کتابهای تاریخی و رجالی ذکر شده است. ۵.۲ - هوشیاری و زیرکیاحمد با هوشیاری خود توانست شیعیان را از انحرافهای سیاسی و اعتقادی حفظ کند. او از یک سو با افکار انحرافی مقابله کرد و از سوی دیگر، بهانه به دست دژخیمانی، چون متوکل و مامون عباسی نداد. ۵.۳ - تواضعبا همهٔ مقام و جلال، ابائی نداشت از کسی که از نظر علمی پایینتر بود، حدیث نقل نماید. بر همین اساس، از عبدالله بن صلت که در موقعیت علمی بالایی نبود، حدیث نقل میکرد. کشی میگوید: «اگر حدیثی به احمد بن محمد بن عیسی نمیرسید، ولی به کسی که از او کوچکتر بود، میرسید، احمد حدیث را از او نقل میکرد.» [۲۵]
. رجال الکشي، محمّد بن عمر کشّي، ص ۳۶۳؛ اختيار معرفة الرّجال (تلخيص کتاب رجال، محمّد بن عمر کشّي)، محمّد بن حسن طوسي، ج ۱، ص ۵۱۲.
۵.۴ - عمل به وظیفه و تسلیم در برابر حقیقتوقتی تشخیص میداد وظیفهٔ او اقدام به کاری یا نهی از آن است، به تکلیف خویش عمل میکرد و اگر بعدها احساس میکرد در تشخیص خود دچار اشتباه شده است، دست از سخن اول برمیداشت و بدون ملاحظهٔ مقام و موقعیت، پشیمانی خود را به همگان اعلام میکرد؛ مانند آنچه که پیش از این در ماجرای احمد بن محمد برقی گذشت. احمد بن محمد بن عیسی با اینکه مسئولیتهای مهم اجتماعی را بر عهده داشت، در راه کسب دانش و معارف اهل بیت(ع) و نشر آن نیز همت فراوانی به خرج میداد. او خود میگوید: «برای تحصیل و فراگیری حدیث به کوفه آمدم و با حسن بن علی وشاء دیدار کردم و از او خواستم کتاب علاء بن رزین و ابان بن عثمان احمر را برای من بیاورد. وی آن دو کتاب را آورد. به او گفتم: دوست دارم اجازهٔ نقل حدیث از این دو کتاب را به من بدهی. گفت: چه عجله داری؟! برو و از این دو کتاب بنویس و سپس از من استماع کن. گفتم: از حوادث روزگار در امان نیستم.گفت: اگر میدانستم احادیث اینگونه مشتاقانی دارد، بیشتر حدیث نقل میکردم؛ زیرا من در این مسجد (مسجد کوفه) نهصد نفر از اساتید حدیث را دیدم که میگفتند: حدثنی جعفر بن محمد؛ امام صادق(ع) چنین فرمودند.» [۲۶]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، صص ۳۹-۴۰
احمد از محدثان برجستهٔ امامی در دورهٔ قبل از محمد بن یعقوب کلینی به شمار میآید؛ چنانکه نجاشی [۲۷]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۳۳۸.
دربارهٔ وی تعبیر شیخ القمیین و وجههم و فقیههم، غیرمدافع را به کار برده و طوسی نیز در الفهرست [۲۸]
. الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، ص ۲۵.
او را با تعبیری نزدیک به همین مضامین ستوده است.فرزند محمد بن عیسی در نظر علمای شیعه شخصیتی با نفوذ به شمار میآید و همه وی را دانشمندی صاحب موقعیت و توانایی علمی و اجتماعی میدانند. قدیمیترین اظهار نظر که در مورد او صورت گرفته، توسط احمد بن علی بن نوح سیرافی، استاد نجاشی است که در جواب نامهٔ نجاشی نوشت: «از سند من به کتابهای حسن بن سعید اهوازی - رضی الله عنه - سؤال کردی. در جواب باید بگویم آنچه مورد اعتماد اصحاب ماست، همان است که احمد بن محمد بن عیسی نقل نموده است.» [۲۹]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۵۹.
نجاشی (متوفای ۴۵۰ه.ق) دربارهٔ احمد میگوید: «احمد بن محمد بن عیسی که رحمت خدا بر او باد! از بزرگان اهل قم است. او رئیس و فقیه بدون رقیب بود... و به خدمت سه امام (علی بن موسی الرضا، امام جواد و امام هادی(ع)) رسید.» [۳۰]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۸۲.
و در ادامهٔ سخن، نُه کتاب برای او میشمارد.علامه حلی (متوفای ۷۲۶ه.ق) نام احمد بن محمد بن عیسی را در قسمت اول کتاب خود (یعنی کسانی که بر آنها اعتماد دارد) ذکر و همانند نجاشی از او به بزرگی یاد میکند. ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲ه.ق) مینویسد: «احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی، علامه است. از استاد شیعیان قم و فردی مشهور بوده و کتابهایی نیز دارد.» ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان [۳۱]
. لسان الميزان، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، ج ۱، ص ۲۶۰.
از وی نام برده و او را شیخ الرافضه بقم خوانده است.احمد در برخی منابع زیدی از مشایخ حسن بن علی ناصر اطروش، از ائمهٔ زیدی مشهور، شناخته شده است. [۳۲]
. لوامع الانوار، مجدالدّين مؤيّدي، نسخة عکسي موجود در کتابخانة مرکز، ج ۱، ص ۲۱۸.
اهل سنت نیز از او به عظمت یاد کردهاند؛ از جمله ابن ندیم (متوفای ۳۷۵ه.ق) میگوید: «ابوجعفر احمد بن محمد بن عیسی از جمله دانشمندان است و این کتابها از اوست: کتاب طب کبیر، کتاب طب صغیر و کتاب مکاسب.» [ویرایش] ۶ - اساتید و مشایخابوجعفر اشعری علاوه بر امام جواد و امام هادی(ع) از بسیاری از راویان بزرگ شیعه نیز روایت نقل کرده است؛ مانند: پدرش محمد بن عیسی اشعری، احمد بن محمد بن ابینصر بزنطی، حسن بن سعید بن حماد اهوازی، حسین بن سعید اهوازی، حسن بن عباس بن حریش رازی، حسن بن علی بن فضال، حسن بن علی بن زیاد وشاء، حسن بن محبوب، سعید ابن جناح ازدی بغدادی، صفوان بن یحیی، عثمان بن عیسی عامری کلابی، علی بن حدید بن حکیم مداینی، علی بن حکم، محمد بن ابیعمیر، محمد بن خالد بن عبدالرحمان برقی، محمد بن سنان. احمد از طریق این مشایخ و برخی دیگر، راوی بسیاری از احادیث امامیه است؛ چنانکه به طریق همین مشایخ، بسیاری از متون حدیثی امامیه را ضبط خویش داشته است. از اینرو نام این مشایخ در جای جای رجال نجاشی و الفهرست طوسی به عنوان حلقهٔ اتصالی میان احمد و مشایخ قدیمتر امامیه آمده است. طبیعی است احمد بن محمد بن عیسی که اهل قم بود، برای شنیدن حدیث امامی، میبایست به کوفه سفر میکرد و در آنجا که مرکز مهم حدیث امامی بود، نزد مشایخ معتبر حدیث، بهرهٔ علمی میبرد. از اینرو بیشتر مشایخ وی کوفی بودهاند. [ویرایش] ۷ - شاگردان و راویاندر میان راویان وی میتوان به این اسامی اشاره کرد: [۳۳]
. رسالة في ذکر آل اعين، ابوغالب احمد بن محمّد زراري، ص ۱۵۹.
[۳۴]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، صص ۸۲-۸۳.
[۳۵]
. الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، صص ۲۵ و ۱۱۸.
سعد بن عبدالله اشعری، علی بن ابراهیم قمی، داوود بن کوره قمی، محمد بن یحیی عطار، احمد بن ادریس اشعری، محمد بن حسن صفار، عبدالله بن جعفر حمیری، حمید بن زیاد، محمد بن حسن بن ولید، محمد بن علی بن محبوب و سهل بن زیاد. [ویرایش] ۸ - آثاراو کتابهای زیادی از خود به جای نگذاشت و شاید دلیل آن، دقت بسیار زیاد این عالم بزرگ در نقل حدیث بود؛ به گونهای که بسیاری از روایات که از نظر سند یا متن در نظر او مخدوش به نظر میرسید، نقل نکرده است. این احتمال نیز وجود دارد که او صاحب آثار زیادی باشد که به ما نرسیده است. آنچه از سخنان شیخ طوسی، نجاشی و دیگران استفاده میشود، گویای این حقیقت است که شمار تألیفات وی به پانزده عدد میرسید. مهمترین کتاب احمد بن محمد بن عیسی همان کتاب النوادر است که از آثار مورد اعتماد امامیه بوده و از منابع مهم حدیثی آنان است. [۳۶]
. براي نمونه ن.ک: من لا يحضره الفقيه، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، ج ۱، ص ۳.
این کتاب توسط داوود بن کوره قمی تنظیم شده. [۳۷]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۸۲.
[۳۸]
. الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، ص ۲۵.
احمد به قومیت عربی عنایت خاص داشته و کتابی نیز با عنوان فضائل العرب تألیف کرده است. بر پایهٔ روایتی از کلینی [۳۹]
. الکافي، محمّد بن يعقوب کليني، ج ۱، ص ۳۲۴.
وی در این مورد، گرفتار تعصب بوده است.روایاتی که احمد بدون واسطه از امامان معصوم(ع) نقل کرده است، بسیار اندکند و او بیشتر از طریق راویان دیگر روایت کرده است. همانطور که گفته شد، مجموع احادیث احمد (با واسطه و مستقیم) تا دو هزار و دویست و نود حدیث میرسد. بررسی و مقایسهٔ روایات الکافی و النوادر بیانگر آن است که حدود دویست روایت از مجموع چهارصد و پنجاه و شش روایت کتاب النوادر احمد بن محمد بن عیسی اشعری، در کتاب الکافی وجود دارد. در بین این تعداد، گونههای مختلفی از مشابهت بین روایات دو کتاب، از قبیل مشابهت در مجموع سند و متن، تشابه در انتهای سند و کل متن و مشابهت در متن با وجود تفاوت در مجموع سند دیده میشود که بررسی و واکاوی آنها منبع بودن النوادر اشعری را برای محمد بن یعقوب کلینی برای تدوین کتاب حدیثیاش مورد تأکید قرار میدهد. شیخ صدوق [۴۰]
. التّوحيد، محمّد بن علي بن بابويه صدوق، صص ۱۱۹-۱۲۰.
تصریح کرده که احمد احادیثی دربارهٔ رؤیت خداوند در النوادر روایت کرده است که البته از دیدگاه ابن بابویه، همگی صحیح و به معنی شناخت قلبی خداوند است و نباید آن احادیث را به معنی رؤیت ظاهری و از طریق چشم دانست.از دیگر کتابهای وی میتوان به این موارد اشاره داشت: الملاحم، [۴۱]
. معالم العلماء، محمّد بن علي بن شهر آشوب مازندراني، ص ۱۴.
التوحید، فضل النبی(ص)، المتعه، الناسخ و المنسوخ، الاظلة، المسوخ، فضائل العرب، کتاب در حج، [۴۲]
. رجال النجاشي، احمد بن علي نجاشي، ص ۸۲.
[۴۳]
. الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، ص ۲۵.
الطب الکبیر، [۴۴]
. الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، ص ۲۷۸.
الطب الصغیر، [۴۵]
. الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، ص ۲۷۸.
المکاسب [۴۶]
. الفهرست، محمّد بن اسحاق بن نديم، ص ۲۷۸.
و نوادر الحکمة فی التفسیر. [۴۷]
. معالم العلماء، محمّد بن علي بن شهر آشوب مازندراني، ص ۲۴، ظاهراً انتساب اين کتاب به وي ناشي از يک اشتباه بوده است.
[ویرایش] ۹ - وفاتاز تاریخ درگذشت احمد اطلاعی در دست نیست. تنها چنانکه از ابن غضائری نقل شده، احمد در زمان درگذشت برقی (متوفای ۲۷۴ه.ق یا ۲۸۰ه.ق) زنده بوده است. [۴۸]
. ن.ک: رجال، حسن بن يوسف علّامه حلّي، صص ۱۴-۱۵.
[ویرایش] ۱۰ - پانویس
[ویرایش] ۱۱ - منابعاختیار معرفة الرجال (تلخیص کتاب رجال، محمد بن عمر کشی)، محمد بن حسن طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ه.ش. «احمد بن محمد بن عیسی»، حسن انصاری، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، [۱] . بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، بیروت، ۱۴۰۳ه.ق. التوحید، محمد بن علی بن بابویه صدوق، به کوشش هاشم حسینی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، [۲] . الرجال، منسوب به احمد برقی، همراه الرجال ابن داوود حلی، به کوشش جلال الدین محدث ارموی، تهران، [۳] ، ۱۳۴۲ه.ش. رجال، حسن بن یوسف علامه حلی، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، [۴] ، ۱۳۸۱ه.ق. رجال، محمد بن حسن طوسی، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، [۵] ، ۱۳۸۰ه.ق. رجال الکشی، محمد بن عمر کشی، تصحیح احمد حسینی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۳۰ه.ق. رجال النجاشی، احمد بن علی نجاشی، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، [۶] ، ۱۴۰۷ه.ق. رسالة فی ذکر آل اعین، ابوغالب احمد بن محمد زراری، به کوشش محمدرضا حسینی، قم، [۷] ، ۱۴۱۱ه.ق. الضعفاء، منسوب به ابن غضائری، نسخهٔ عکسی موجود در کتابخانهٔ مرکز. الفهرست، محمد بن اسحاق بن ندیم، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانهٔ مرتضویه، [۸] . الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، [۹] ، ۱۳۸۸ه.ق. کتاب الرجال، ابن داود حلی، تصحیح محمدصادق بحرالعلوم، قم، الشریف الرضی، ۱۳۹۲ه.ق. لسان المیزان، احمد بن علی بن حجر عسقلانی، حیدرآباد دکن، [۱۰] ، ۱۳۲۹ه.ق. لوامع الانوار، مجد الدین مؤیدی، نسخهٔ عکسی موجود در کتابخانهٔ مرکز. معالم العلماء، محمد بن علی بن شهر آشوب مازندرانی، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، [۱۱] ، ۱۳۸۰ه.ق. اختیار معرفة الرجال (اختیار طوسی)، محمد بن عمر کشی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، [۱۲] ، ۱۳۴۸ه.ش. من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی بن بابویه صدوق، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، [۱۳] ، ۱۴۱۰ ه.ق. «نوادر احمد بن محمد بن عیسی یا کتاب حسین بن سعید؟»، محمدجواد شبیری، آینهٔ پژوهش، سال هشتم، شمارهٔ ۴، مهر و آبان ۱۳۷۶ه.ش. وبسایت اندیشهٔ قم، به نشانی test.wikifeqh.ir ویکی شیعه، به نشانی fa.wikishia.net ویکی فقه، به نشانی fa.wikifeqh.ir ردههای این صفحه : اصحاب امام جواد | اصحاب امام هادی | اهالی قم | خاندان اشعری | راویان حدیث | فقهای شیعه | محدثان شیعه
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||