• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 
ابن ماجه
اطلاعات فردی
نام کاملابوعبداﷲ محمدبن یزید ماجهٔ قزوینی ربعی
کنیه ابوعبدالله
نسب ربعی
تولد۲۰۹ ه.ق
کشور تولد ایران
محل زندگی قزوین
وفات۲۷۳ ه.ق
محل دفن قزوین
خویشاوندان سرشناس برادر وی ابومحمّد حسن بن یزید، پسر وی ابوالحسن احمد بن حسن و علی ابن احمد فرزند او
مذهباهل سنت
اطلاعات حدیثی
مشایخ علی بن محمّد طنافسی، ابومحمّد عمرو بن رافع،مصعب بن عبدالله زبیری،ابوبکر و عثمان پسران ابی شیبه، محمّد بن عبدالله بن نمیر و هناد بن سری،احمد بن سنان قطان و تمیم بن منتصر و دیگران
راویان از اوعلی بن ابراهیم قطّان، محمّد بن عیسی صفار ابهری، اسحاق بن محمّد قزوینی، ابوعمرو احمد بن محمّد مدینی و ابوالطیب احمد بن روح بغدادی
موضوع روایاتفقهی،کلامی،تاریخی
تألیفات السنن (سنن ابن ماجه)، التفسیر، التاریخ
شهرتابن ماجه

محمد بن‌ یزید رَبَعی‌ قزوینی‌ (۲۰۹- ۲۷۳ه.ق‌)، محدّث‌ بزرگ‌ و گردآورنده سنن‌، ششمین‌ کتاب‌ از صحاح‌ سته‌ در حدیث ‌ می‌باشد. او برای تكمیل دانش حدیثی خود به شهرهای مختلف علمی آن روزگار ؛ از قبیل بغداد، کوفه، بصره، شام، حجاز و ری مسافرت كرد.

[ویرایش]

۱ - ولادت



ابوعبدالله محمد بن یزید رَبَعى ابن ماجه قزوینى، در سال ۲۰۹ هجری قمری در قزوین متولد شد.
[ویرایش]

۲ - شرح حال



ماجه لقب پدر وی بوده است. دلیل خوانده شدن او به ربعی، نسبت ولاء بین خاندان وی با قبیله عرب ربیعه است.‌
[۳] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۵.

منبع اساسی درباره تاریخ ولادت و وفات او، دست خطّ شاگردش، جعفر بن ادریس است.
[۴] ابن‌ قیسرانی‌، محمد مقدسی‌، شروط الائمة السنة،ج۱، ص۲۱.
تنها بخش زندگی ابن ماجه که بیشتر بدان پرداخته شده، مربوط به سفرهای علمی و شیوخ وی در این سفرهاست. بر اساس گزارش منابع شرح حال که با اسانید سنن ابن ماجه تأیید می‌شود، ابن ماجه پس از استماع از مشایخ زادگاه خود، قزوین، چون علی بن محمّد طنافسی و ابومحمّد عمرو بن رافع راهی سفر شد؛ ولی با توجّه به اینکه هیچگاه تاریخ مسافرت‌های وی در منابع نیامده، تعیین ترتیب آنها نمی‌تواند قطعی باشد. او برای تکمیل دانش حدیثی خود به شهرهای مختلف علمی آن روزگار، از قبیل بغداد، کوفه، بصره، شام، حجاز و ری مسافرت کرد و از مشایخ بزرگی، همچون علی بن محمّد طنافسی، مصعب بن عبدالله زبیری و... علوم حدیث را فرا گرفت.
برخی دیگر از افراد خاندان ابن ماجه نیز از عالمان شناخته شده قزوین بوده‌اند، همچون برادر وی ابومحمّد حسن بن یزید، پسر وی ابوالحسن احمد بن حسن و علی ابن احمد فرزند او. [ویرایش]

۳ - جایگاه و مقام علمی



به رغم شهرت ابن ماجه، منابع شرح حال وی بسیار اندک بوده و دانسته‌ها درباره زندگی او ناچیز است. نگاهی ژرف به منابع مربوط به ابن ماجه نشان می‌دهد که همواره در طول تاریخ بین شهرت شخص ابن ماجه و اشتهار کتاب مهمّ او، السنن، رابطه مستقیم وجود داشته است؛ یعنی به موازات کم رواج بودن سنن در سده‌های آغازین، شخصیت ابن ماجه نیز کمتر معروف بوده است.
[ویرایش]

۴ - اساتید و مشایخ



از آنجا که او مدّتی در عراق به تحصیل پرداخت، در کوفه از بزرگانی، چون ابوکریب محمّد ابن علاء، ابوبکر و عثمان پسران ابی شیبه،محمّد بن عبدالله بن نمیر و هناد بن سری، در بصره از استادانی، نظیر نصر بن علی جهضمی و محمّد بن بشّار بندار، در واسط از کسانی، همچون احمد بن سنان قطان و ت میم بن منتصر و در بغداد از شیوخی، چون ابوخیثمه زهیر بن حرب و ابوثور ابراهیم بن خالد حدیث آموخت. نیز چندی در شام اقامت گزید و در دمش ق از عالمانی، چون هشام بن عمّا ر، عبدالرّحمان بن ابراهیم دُحَیم و عبدالرّحمان بن احمد بن بشیر بن ذکوان و در حُمْص از محمّد بن مصفی و هشام بن عبدالملک یزنی و دیگران استماع حدیث نمود. همچنین سفری به مصر داشت و از مشایخ آن دیار، چون محمّد بن رمح، ابوطاهر ابن سرح و یونس بن عبدالاعلی بهره برد. در مدّت حضور در مکّه و مدینه نیز از شماری از شیوخ دانش آموخت.
[۱۱] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، صص ۱۲۲-۱۲۳.
[۱۲] حموی، شهاب الدّین ابوعبدالله یاقوت،معجم البلدان، ج ۴، صص ۹۰-۹۱؛ به نقل از تاریخ همدان شیرویه دیلمی.
[۱۳] ابن عساکر،علی بن حسن،تاریخ مدينة دمشق، ج ۱۶، ص ۱۲۵.

با مطالعه‌ای درباره این مشایخ، می‌توان تاریخ سفر او را به غرب، در حدود ۲۳۰-۲۴۰ه‌ .ق. برآورد کرد. درباره سفر ابن ماجه به شرق، گرچه بر ما معلوم است که گذار او به ری و نیشابور افتاده و در ری از محمّد بن حمید رازی (متوفّای ۲۴۸ه‌ .ق.) و در نیشابور از محمّد بن یحیی ذهلی (متوفّای ۲۵۸ه‌ .ق.. استماع حدیث کرده است،
[۱۴] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۶.
امّا تخمین جزئیات این سفر نیاز به اطّلاعات بیشتری دارد. سیاق گفتار مورّخان قزوین، چون خلیلی و رافعی در شرح حال ابن ماجه و نیز بررسی درباره شاگردان وی نشان می‌دهد که او پس از مسافرت خود، به قزوین بازگشته و در آنجا به تدریس و تألیف پرداخته است.
[ویرایش]

۵ - شاگردان و راویان



از جمله شاگردان وی، علی بن ابراهیم قطّان، محمّد بن عیسی صفار ابهری، اسحاق بن محمّد قزوینی، ابوعمرو احمد بن محمّد مدینی و ابوالطیب احمد بن روح بغدادی را می‌توان نام برد.
[۱۵] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۶.
[۱۶] حموی، شهاب الدّین ابوعبدالله یاقوت،معجم البلدان، ج ۴، ص ۹۱.

[ویرایش]

۶ - آثار



کتابهاى که ابن ماجه تدوین و تألیف کرده است عبارتند از:
۱ـ کتاب السنن که یکى از صحاح سته بوده و به سنن ابن ماجه معروف است. و شرح هاى فراوانى بر آن نوشته شده است.
۲ـ تفسیر القرآن،
۳ـ التاریخ.

۶.۱ - سنن ابن ماجه


در مقایسه با دیگر صحاح ستّه می‌توان گفت که سنن ابن ماجه تا سده ششم هجری قمری اغلب از رواج محلّی برخوردار و عمدتاً در سطح ایران رایج بوده است. به عبارت دیگر در فاصله سه قرن، روایت نسل به نسل سنن ابن ماجه، کمتر از مرز ایران و به ویژه قزوین خارج شده است. بسته بودن محیط علمی قزوین و ارتباط نسبتاً ضعیف آن با دیگر مراکز را باید از عوامل آن شمرد.
ابن ماجه در قزوین، سنن را بر شاگردان خود عرضه داشت و کسانی، چون علی بن ابراهیم قطّان قزوینی، احمد بن ابراهیم خلیلی قزوینی، سلیمان بن یزید فامی قزوینی، حامد بن لیثویه ابهری، محمّد بن عیسی ابهری و ابراهیم بن دینار همدانی آن را از وی فراگرفتند. در این میان، روایت قطّان بر دیگران چیره شد و درباره سرگذشت تاریک روایات دیگر، این اندازه آگاهی وجود دارد که روایت قزوینیان و ابهریان چندی در منطقه قزوین باقی بوده . ‌و روایت ابراهیم همدانی احتمالاً از راه همدان به عراق رسیده و بدون اینکه نشانی از رواج آن در دست باشد، نسخه آن تا سده هفتم هجری قمری دوام داشته است. اعتبار قطّان در میان اهل حدیث و عمر نود و یک ساله وی موجب آن شد که جمعی گرد او درآیند و سنن را از وی فرا گیرند. البتّه در میان این جمع، روایت ابوطلحه قاسم بن ابی‌منذر قزوینی بر دیگران غلبه یافت و در درجه بعد روایت ابوبکر بن لال همدانی از اندک رواجی برخوردار شد.
[۲۱] حسنی، ابوطالب یحیی، تیسیر المطالب، ج ۱، صص ۱۳۸ و ۱۵۰.
[۲۲] قاضی اردبیلی، عبدالله، فوائد، نسخه خطّی کتابخانه ظاهریه، شماره (۱۳) ۳۷۶۴.
[۲۳] جورقانی، حسین، الاباطیل و المناکیر، ج ۱، صص ۱۰۸-۱۰۹.
[۲۴] ابن نقطه،محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۲، صص ۱۸۶ و ۲۸۶.
همچنین شاگرد دیگر قطّان، عبدالرّحمان بن احمد قزوینی در ۲۰۹ه‌ .ق.، هنگام گذار از بغداد، برخی احادیث سنن را در آنجا رواج داد.
[۲۶] خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج ۱۰، ص ۳۰۳.
که سند آن خالی از خدشه نیست،
[۲۷] خطیب بغدادی، احمد بن علی،السّابق و اللاحق، ج ۱، ص ۱۱۸.
[۲۸] ابن ماجه،محمّد، السنن،ج ۱، ص ۶۴۷.
ابوطلحه قزوینی در ۴۰۸-۴۰۹ه‌ .ق.، در حالی که افزون بر شصت سال از وفات قطّان می‌گذشت، کتاب سنن را در قزوین تحدیث نمود و جمعی از محدّثان آن را از وی استماع کردند؛
[۲۹] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۵۰.
[۳۰] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۲، ص ۲۲۵.
از آن جمله محمّد بن حسین مقوّمی قزوینی که در آن زمان بسیار جوان بود، توانست حدود هشتاد سال سنن را در ثبت خود نگاه دارد و در ۴۸۰-۴۸۱ه‌ .ق. آن را در قزوین باز گوید.
امّا رواج سنن در ری چنان بوده است که در نیمه‌های سده پنجم هجری قمری تنها از طریق روایت واقد بن خلیل (از علی بن حسن بن ادریس از قطّان‌)، در سطح محدودی شناخته شده بود.
[۳۲] رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین،ج ۱، ص ۵۰.
در واقع، سال ۴۸۴ه‌ .ق. را که در آن محمّد بن حسین مقوّمی به ری آمده و سنن را به روایت ابوطلحه باز خوانده است،
[۳۳] رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین،ج ۱، صص ۴۹-۵۰.
باید نقطه‌عطفی در تاریخ رواج سنن دانست.
در ری محدّثانی، چون ابن ناصر بغدادی، ابوسعد عبدالرّحمان حصیری، ابوالقاسم محمود طالقانی ابن قیسرانی و فرزند وی ابوزرعه طاهر بن محمّد مقدّسی در مجلس مقوّمی حضور یافتند و به سماع سنن نایل شدند. ابن ناصر سنن را با خود به بغداد برد و کسانی چون ابن شهر آشوب و ابن جوزی آن را از او فراگرفتند. .
[۳۴] ابن شهر آشوب مازندرانی،محمّد بن علی، مناقب آل ابی طالب علیهم السّلام، ج ۱، ص ۹.
[۳۵] ابن جوزی،عبدالرّحمن بن علی، المنتظم، ج ۲، ص ۵۵.

[۳۶] ذهبی، محمّد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج ۲۱، ص ۳۶۶.
سپس روایت حصیری و طالقانی به دست کسانی، چون سمعانی از خراسان و ابن عساکر از شام افتاد.
[۳۹] ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدينة دمشق، ج ۱۶، ص ۱۲۵.

گفتنی است که ابوزرعه مقدّسی (متولّد ۴۸۰ه‌ .ق.) به هنگام شرکت در مجالس مقوّمی خردسال بود و نسخه‌ای که او روایت می‌کرد، در واقع متنی بود که پدرش ابن قیسرانی از مقوّمی فرا گرفته و پس از آن استنساخ کرده بود.
[۴۰] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی،التقیید، ج ۱، ص ۵۰.
[۴۱] ذهبی، محمّد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۹، ص ۳۶۵.
فاصله هشتاد ساله میان جلسات مقوّمی تا وفات وی (۵۶۶ه‌ .ق.) انگیزه‌ای شد تا ابوزرعه مقدّسی به عنوان تنها شاهد بازمانده آن مجالس، مورد توجّه طالبان سنن قرار گیرد و به سبب شوق به دست آوردن سندی عالی‌تر، روایت دیگر شاگردان را به بوته فراموشی سپارد. دیگر عامل توجّه به ابوزرعه این بود که وی در حدود ۵۶۰ه‌ .ق. به بغداد رفت و در آنجا به نشر سنن پرداخت‌.
به عنوان یک جمع‌بندی باید گفت چنان‌که ابن قیسرانی گزارش کرده، در سده پنجم هجری قمری سنن ابن ماجه در منطقه جبال، جنوب خراسان (قهستان. و مازندران از رواج و اعتبار شایسته‌ای برخوردار بود؛ در حالی که در دیگر نقاط، هنوز آن‌گونه که شاید، برای اهل دانش آشنا نبوده است.
[۴۲] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی،التقیید، ج ۱، ص ۱۲۴.
این عدم آشنایی حتّی در مورد برخی نقاط ایران چون شمال خراسان نیز صادق است.
[۴۳] ذهبی، محمّد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۱۶۵.
در یک بررسی بر روی اسانید بر جای مانده از تداول سنن، می‌توان نتیجه گرفت که رواج چشمگیر آن، از ابوزرعه مقدّسی آغاز شده و با تلاش شاگردان عراقی و شامی او به کمال رسیده است. از مؤثّرترین این شاگردان می‌توان موفّق الدّین بن قدامه مقدّسی، عبداللّطیف بن یوسف بغدادی، عبداللّطیف بن محمّد قبیطی، عمر بن محمّد سهروردی، انجب بن ابی‌سعادات حمامی و ابوبکر بن باقا را ذکر کرد که حلقه‌های واسطه در زنجیره روایات متداول سنن ابن ماجه هستند.
[۴۴] حازمی، محمّد بن موسی الاعتبار، ج ۱، ص ۱۷۳.
[۴۵] ابن قدامه، عبدالله، التبیین فی انساب القرشیین، ج ۱، ص ۲۲۶.
[۴۶] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی،. التّقیید، ج ۲، صص ۳۸- ۳۹.

بر اساس آنچه از اسانید یاد شده بر می‌آید، سنن ابن ماجه به طور جدّی از نیمه دوم سده ششم هجری قمری در عراق و شام و سپس مصر شناخته شده و دقیقاً از همین دوره است که نقل از سنن در آثار مؤلّفان این نواحی بسیار دیده می‌شود.
[۴۸] ابن قدامه،عبدالله، التبیین فی انساب القرشیین، ج ۱، ص ۴۴.
طبیعی به نظر می‌رسد که پس از شام و مصر، این کتاب راه مغرب و اندلس را بر روی خود باز کرده باشد؛ ولی از آشنایی جسته و گریخته مغربیان با سنن، اطّلاعاتی در دست است؛ چنان‌که مثلاً محمّد ابراهیم بن خطاب مغربی اندکی پس از ۵۸۰ه‌ .ق. در سفرهای علمی خود به قزوین آمده و سنن را استماع کرده است.

۶.۲ - مهدویت در کتاب سنن ابن ماجه


ابن ماجه در فصول آخر سنن، به مباحث مهدویت و موضوعات مرتبط با آن پرداخته است؛ از جمله در باب بیست و پنجم جلد پنجم از حدیث ۴۰۴۰ به اشراط السّاعه اشاره کرده است. از دیگر موضوعاتی که درباره موضوع مهدویت در سنن ابن ماجه آمده است، می‌توان به باب دابّة الارض، باب طلوع شمس من مغربها، باب فتنة الدّجال و خروج عیسی مریم علیه السّلام و یأجوج و مأجوج، باب خروج المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف و باب الملاحم اشاره کرد.
[۴۹] ابن ماجه، محمّد،السنن، ج ۵، صص ۱۶۷-۲۲۰، احادیث ۴۰۴۰ تا ۴۰۹۶.

[ویرایش]

۷ - نقدهای واردشده بر سنن ابن ماجه



در مقایسه محتوایی بین سنن ابن ماجه با دیگر صحاح، همواره این کتاب از نظر اعتبار احادیث، در ردیف ششم قرار داشته و بیش از دیگران، احادیث آن مورد نقد قرار گرفته است:
اوّل نقدی که دیده شده، مربوط به ابوزرعه رازی (متوفّای ۲۶۴ه‌ .ق.) از محدّثان بزرگ ری است که پس از مطالعه سنن، در عین اینکه آن را ستوده، یادآور شده که در آن، شماری احادیث ضعیف یافته است.
[۵۰] مقدسی بن قیسرانی، محمّد، شروط الائمّة السّنة،ج ۱، ص ۲۱.
[۵۱] ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدينة دمشق، ج ۱۶، صص ۱۲۵-۱۲۶.

پس از او ابوالحسن قطّان (متوفّای ۳۴۵ه‌ .ق.) مهم‌ترین راوی سنن، برخی از اسانید کتاب را معلّل دانست و بر حواشی آن تعلیقاتی نوشت.
[۵۳] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۲، ص ۱۸۶.
.
[۵۵] میانشی، ابوحفص، «ایضاح مالایسع المحدّث جهله»، ثلاث رسائل فی علوم الحدیث، ج ۱، ص ۲۵.
قطع نظر از مسئله صحّت اسانید، حسن ترتیب و باب‌بندی سنن ابن ماجه از امتیازات آن نسبت به دیگر کتب شمرده شده است.
[۵۶] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۴؛ به نقل از المنثور ابن قیسرانی.
[۵۷] ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، همراه الباعث الحثیث، به کوشش احمد محمّد شاکر، ج ۱، ص ۲۳۰.
و گزارشی که قطّان از ترتیب اوّلیه کتاب سنن به دست داده،
[۵۸] ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۴.
به نقل از نسخه ابراهیم بن دینار همدانی به تاریخ ۳۰۰ه‌ .ق. با ترتیب کنونی آن کاملاً سازگار است و این نشان می‌دهد که ترتیب سنن ابن ماجه - برخلاف برخی آثار دیگر - اصیل است و مربوط به دوره‌های بعدی نیست.
[۶۰] ابن ماجه، محمّد،السنن، ج ۱، ص د.

[ویرایش]

۸ - پیدایش نظریه صحاح ستّه



اساساً وجود نظریه‌ای به عنوان صحاح ستّه یا مثلاً صحاح خمسه، پیش از سده پنجم هجری قمری روشن نیست تا بتوان از حضور سنن ابن ماجه در آن میان سخن راند. در واقع نخستین شخصیت شناخته‌شده‌ای که در دو کتاب شروط الائمّة السّنة و اطراف الکتب الستّة نظریه صحاح ستّه را در دمشق مطرح ساخت، ابن قیسرانی (متوفّای ۵۰۷ه‌ .ق.) بود که ابن ماجه را مؤلّف ششمین صحیح از صحاح ستّه شناخت (در کنار بخاری، مسلم، ابوداوود، ترمذی، نسائی). در پی ابن قیسرانی، ابن عساکر (متوفّای ۵۷۱ه‌ .ق.) که در تألیفی با عنوان الاشراف، اطراف سنن سه‌گانه را گردآورده بود، با مطالعه کتاب ابن قیسرانی، اطراف سنن ابن ماجه را نیز بدان افزود .
[۶۱] ‌ابن عساکر، علی بن حسن، الاشراف علی معرفة الاطراف، ج ۱، ص ۱۰۳.
و عبدالغنی جمّاعیلی مقدّسی (متوفّای ۶۰۰ه‌ .ق.) در الکمال که بعدها مبنای کار مزّی در تهذیب الکمال قرار گرفت، رجال صحاح ستّه را جمع کرد. رازی،محمّد، نزهة الکرام، ج ۱، ص ۹۲. به هر صورت، در سده‌های هفتم و هشتم هجری قمری آشکارا نظریه صحّاح ستّه در مشرق جای خود را محکم ساخت.
[۶۶] برزالی،قاسم، مشيخة قاضی القضاة ابن جماعه، ج ۱، ص ۳۲۸.

در مغرب‌زمین رزین عبدری (متوفّای ۵۲۵ه‌ .ق.) در زمانی که هنوز مغرب مالکی‌مذهب، سنن ابن ماجه را نشناخته بود، کتب پنج‌گانه را به همراه موطأ مالک، صحاح ستّه نام نهاد و این نظریه در سده ششم هجری قمری حتّی مورد پذیرش برخی از شرقیان، چون ابن اثیر جزری قرار گرفت؛
[۶۷] ابن اثیر،علی، جامع الاصول، ج ۱، صص ۱۹-۲۱.
ولی با گسترش رواج سنن ابن ماجه نظریه شرقی صحاح ستّه در مغرب نیز برای خود جایی باز کرد.
[۶۸] ابن رشید، محمّد، ملا العيبة، ج ۳، صص ۲۲۳-۲۲۴.

[ویرایش]

۹ - وفات



ابن ماجه در سال ۲۷۳ هجری قمری در قزوین درگذشت. و در سوگ او شاعران مرثیه‌ها سرودند. . .
[۷۰] مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، ج ۱، صص ۶۳۰ و ۸۱۳.
مزار او در قزوین تا مدّت‌ها شناخته شده بود. مستوفی، حمدالله، نزهة القلوب، ج ۱، ص ۵۹. مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، ج ۱، ص ۷۸۴.
[ویرایش]

۱۰ - مستندات مقاله



• الاباطیل و المناکیر، حسین جورقانی، به کوشش عبدالرّحمان عبدالجبّار فریوائی، بنارس، ۱۴۰۳ه‌ .ق.
• «ابن ماجه»، احمد پاکتچی، دانش‌نامه بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ ا‌سلامی، ۱۳۶۷ه‌ .ش.
• الارشاد فی معرفه علماء الحدیث، خلیل بن عبدالله خلیلی قزوینی، به کوشش محمّد سعید بن عمر ادریس، ریاض، ۱۴۰۹ه‌ .ق.‌
• الاعتبار، محمّد بن موسی حازمی، حیدرآباد دکن، ۱۴۰۰ه‌ .ق.
• الاکمال، علی بن ماکولا، بیروت نشر محمّد امین دمج.
• الانساب، عبدالکریم بن محمّد سمعانی، حیدرآباد دکن، ۱۴۰۱ه‌ .ق.
• تاریخ بغداد، احمد بن علی خطیب بغدادی، قاهره، ۱۳۴۹ه‌ .ق.
• تاریخ جرجان، حمزة بن یوسف سهمی، بیروت، ۱۴۰۷ه‌ .ق.‌
• تاریخ مدینه دمشق، علی بن حسن بن عساکر، عمّان، دارالبشیر.
• التبیین فی انساب القرشیین، عبدالله بن قدامه، به کوشش محمّد نایف دلیمی، بیروت، ۱۴۰۸ه‌ .ق.‌
• التحبیر، عبدالکریم بن محمّد سمعانی، به کوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ۱۳۹۵ه‌ .ق.‌
• تحفة الاشراف، یوسف بن عبدالرّحمان مزّی، بمبئی، ۱۳۸۴ه‌ .ق.
• التدوین فی اخبار قزوین‌، عبدالکریم رافعی، حیدرآباد دکن، ۱۹۸۵م.
• التّقیید، محمّد بن عبدالغنی ابن نقطه، حیدرآباد دکن، ۱۴۰۳-۱۴۰۴ه‌ .ق.
• تکلمة اکمال الاکمال، محمّد بن صابونی، بیروت، ۱۴۰۶ه‌ .ق.‌
• تهذیب التهذیب، احمد بن علی بن حجر عسقلانی، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۶ه‌ .ق.
• تهذیب الکمال، یوسف بن عبدالرّحمان مزّی، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ۱۴۰۳ه‌ .ق.‌
• تیسیر المطالب، ابوطالب یحیی حسنی، به کوشش یحیی عبدالکریم فضیل، بیروت، ۱۳۹۵ه‌ .ق.
• جامع الاصول، علی بن اثیر، به کوشش محمّد حامد الفقی، قاهره، ۱۳۷۰ه‌ .ق.
• الجامع لاحکام القرآن، محمّد قرطبی، قاهره، ۱۳۷۲ه‌ .ق.
• السّابق و اللاحق، احمد بن علی خطیب بغدادی، به کوشش محمّد بن مطر زهرانی، ریاض، ۱۴۰۲ه‌ .ق.
• السنن، محمّد بن ماجه، به کوشش محمّد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۹۵۲-۱۹۵۳م.
• السنن، محمّد بن ماجه، نشر ارنؤوط.
• سیر اعلام النبلاء، محمّد بن احمد ذهبی، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، مؤسّسه الرّسالة.
• شروط الائمّة السّنة، محمّد مقدسی بن قیسرانی، به کوشش طارق سعود، بیروت، ۱۴۰۸ه‌ .ق.
• شروط الائمّة الخمسة، محمّد بن موسی حازمی، همراه شروط الائمّة السّته (نک: ابن قیسرانی در همین مآخذ).
• شفاء السّقام، عبد الوهّاب بن تقی الدّین سُبکی، حیدرآباد دکن، ۱۴۰۲ه‌ .ق.
• صلة الخلف، محمّد رودانی، به کوشش محمّد حجی، بیروت، ۱۴۰۸ه‌ .ق.‌
• طبقات الشّافعية الکبری، عبد الوهّاب بن تقی الدّین سُبکی، به کوشش محمود محمّد طناحی و عبدالفتّاح محمّد حلو، قاهره، ۱۳۸۳ه‌ .ق.‌
• الطرائف، علی بن موسی بن طاووس، قم، ۱۴۰۰ه‌ .ق.‌
• الکامل فی التّاریخ، عزالدّین علی بن محمّد ابن اثیر جزری.
• الکمال فی معرفة الرّجال، عبدالغنی مقدسی، نسخه عکسی موجود در کتابخانه مرکز.
• المختصر فی اخبار البشر، اسماعیل ابن علی ابوالفدا، بیروت، دارالمعرفة.
• مشيخة قاضی القضاة ابن جماعه، قاسم برزالی، به کوشش موفّق ابن عبدالله بن عبدالقادر، بیروت، ۱۴۰۸ه‌ .ق.
• معجم البلدان، شهاب الدّین ابوعبدالله یاقوت حموی.
• المغنی، عبدالله بن قدامه، بیروت، ۱۴۰۴ه‌ .ق.‌
• مقدّمه، تقی الدّین بن صلاح، به کوشش عائشه عبدالرّحمان، قاهره، ۱۹۷۴م.
• ملا العيبة، محمّد بن رشید، به کوشش محمّد حبیب ابن خوجه، تونس، ۱۴۰۲ه‌ .ق.‌
• مناقب آل ابی طالب علیهم السّلام، محمّد بن علی بن شهر آشوب مازندرانی، قم، چاپخانه علمیه.
• المنتخب، عبدالکریم بن محمّد سمعانی، نسخه خطّی کتابخانه احمد ثالث، شماره ۲۹۵۳.
• المنتظم، عبدالرّحمن بن علی بن جوزی، حیدرآباد دکن، ۱۳۵۷ه‌ .ق.
• الموضوعات، عبدالرّحمان بن جوزی، به کوشش عبدالرّحمان محمّد عثمان، بیروت، ۱۴۰۳ه‌ .ق.‌
• نزهة القلوب، حمدالله مستوفی، به کوشش گ. لسترنج، لیدن، ۱۹۱۵م.
• نزهة الکرام، محمّد رازی، به کوشش محمّد شیروانی، ۱۳۶۱ه‌ .ش.‌
• وب‌سایت اندیشه قم به آدرس test.wikifeqh.ir
• وفیات الاعیان، احمد بن محمّد بن خلّکان‌تحقیق احسان عبّاس، بیروت، دار صادر، چاپ اوّل، ۱۳۹۷م.
• ویکی پدیا به آدرس fa.wikipedia.org
• ویکی فقه به آدرس fa.wikifeqh.ir
[ویرایش]

۱۱ - پانویس


 
۱. سید بن طاووس، الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف، ص۱۸۰.    
۲. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۲، ص۴۹.    
۳. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۵.
۴. ابن‌ قیسرانی‌، محمد مقدسی‌، شروط الائمة السنة،ج۱، ص۲۱.
۵. ذهبی، شمس الدین، سیر اعلام النبلاء - ط الرساله، ج۱۳، ص۲۷۷.    
۶. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۷، ص۴۶۴.    
۷. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۲، ص۴۳۹.    
۸. سهمی، حمزة بن یوسف، تاریخ جرجان، ص۱۰۸.    
۹. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۲، ص۱۵۷.    
۱۰. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۳، ص۳۲۸.    
۱۱. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، صص ۱۲۲-۱۲۳.
۱۲. حموی، شهاب الدّین ابوعبدالله یاقوت،معجم البلدان، ج ۴، صص ۹۰-۹۱؛ به نقل از تاریخ همدان شیرویه دیلمی.
۱۳. ابن عساکر،علی بن حسن،تاریخ مدينة دمشق، ج ۱۶، ص ۱۲۵.
۱۴. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۶.
۱۵. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۶.
۱۶. حموی، شهاب الدّین ابوعبدالله یاقوت،معجم البلدان، ج ۴، ص ۹۱.
۱۷. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۲، ص۴۹.    
۱۸. خلیلی، أبو یعلی، الارشاد فی معرفه علماء الحدیث للخلیلی، ج۲، ص۷۶۵-۷۶۶.    
۱۹. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۲، ص۴۹.    
۲۰. سید بن طاووس، الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف، ص۱۸۰.    
۲۱. حسنی، ابوطالب یحیی، تیسیر المطالب، ج ۱، صص ۱۳۸ و ۱۵۰.
۲۲. قاضی اردبیلی، عبدالله، فوائد، نسخه خطّی کتابخانه ظاهریه، شماره (۱۳) ۳۷۶۴.
۲۳. جورقانی، حسین، الاباطیل و المناکیر، ج ۱، صص ۱۰۸-۱۰۹.
۲۴. ابن نقطه،محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۲، صص ۱۸۶ و ۲۸۶.
۲۵. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۳، ص۴۰.    
۲۶. خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج ۱۰، ص ۳۰۳.
۲۷. خطیب بغدادی، احمد بن علی،السّابق و اللاحق، ج ۱، ص ۱۱۸.
۲۸. ابن ماجه،محمّد، السنن،ج ۱، ص ۶۴۷.
۲۹. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۵۰.
۳۰. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۲، ص ۲۲۵.
۳۱. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۳، ص۷۱.    
۳۲. رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین،ج ۱، ص ۵۰.
۳۳. رافعی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین،ج ۱، صص ۴۹-۵۰.
۳۴. ابن شهر آشوب مازندرانی،محمّد بن علی، مناقب آل ابی طالب علیهم السّلام، ج ۱، ص ۹.
۳۵. ابن جوزی،عبدالرّحمن بن علی، المنتظم، ج ۲، ص ۵۵.
۳۶. ذهبی، محمّد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج ۲۱، ص ۳۶۶.
۳۷. حصیری سمعانی، عبد الکریم، الانساب للسمعانی، ج۱۲، ص۴۰۵.    
۳۸. السمعانی، عبد الکریم، التحبیر فی المعجم الکبیر، ص۳۹۶.    
۳۹. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدينة دمشق، ج ۱۶، ص ۱۲۵.
۴۰. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی،التقیید، ج ۱، ص ۵۰.
۴۱. ذهبی، محمّد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۹، ص ۳۶۵.
۴۲. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی،التقیید، ج ۱، ص ۱۲۴.
۴۳. ذهبی، محمّد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۱۶۵.
۴۴. حازمی، محمّد بن موسی الاعتبار، ج ۱، ص ۱۷۳.
۴۵. ابن قدامه، عبدالله، التبیین فی انساب القرشیین، ج ۱، ص ۲۲۶.
۴۶. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی،. التّقیید، ج ۲، صص ۳۸- ۳۹.
۴۷. ابن صابونی، تکمله اکمال الاکمال فی الانساب والاسماء والالقاب، ص۶۰.    
۴۸. ابن قدامه،عبدالله، التبیین فی انساب القرشیین، ج ۱، ص ۴۴.
۴۹. ابن ماجه، محمّد،السنن، ج ۵، صص ۱۶۷-۲۲۰، احادیث ۴۰۴۰ تا ۴۰۹۶.
۵۰. مقدسی بن قیسرانی، محمّد، شروط الائمّة السّنة،ج ۱، ص ۲۱.
۵۱. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدينة دمشق، ج ۱۶، صص ۱۲۵-۱۲۶.
۵۲. زرعة عسقلانی، ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۹، ص۵۳۲.    
۵۳. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۲، ص ۱۸۶.
۵۴. ذهبی، شمس الدین، سیر اعلام النبلاء - ط الرساله، ج۱۳، ص۲۷۹.    
۵۵. میانشی، ابوحفص، «ایضاح مالایسع المحدّث جهله»، ثلاث رسائل فی علوم الحدیث، ج ۱، ص ۲۵.
۵۶. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۴؛ به نقل از المنثور ابن قیسرانی.
۵۷. ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، همراه الباعث الحثیث، به کوشش احمد محمّد شاکر، ج ۱، ص ۲۳۰.
۵۸. ابن نقطه، محمّد بن عبدالغنی، التّقیید، ج ۱، ص ۱۲۴.
۵۹. سید بن طاووس، الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف، ص۱۸۰.    
۶۰. ابن ماجه، محمّد،السنن، ج ۱، ص د.
۶۱. ‌ابن عساکر، علی بن حسن، الاشراف علی معرفة الاطراف، ج ۱، ص ۱۰۳.
۶۲. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ص۷.    
۶۳. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۲، ص۴۹.    
۶۴. ابن خلکان، وفیات الأعیان، ج۴، ص۲۷۹.    
۶۵. أبو الفداء، المختصر فی اخبار البشر، ج۲، ص۵۴.    
۶۶. برزالی،قاسم، مشيخة قاضی القضاة ابن جماعه، ج ۱، ص ۳۲۸.
۶۷. ابن اثیر،علی، جامع الاصول، ج ۱، صص ۱۹-۲۱.
۶۸. ابن رشید، محمّد، ملا العيبة، ج ۳، صص ۲۲۳-۲۲۴.
۶۹. رافعی، عبد الکریم، التدوین فی اخبار قزوین، ج۲، ص۵۰-۵۳.    
۷۰. مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، ج ۱، صص ۶۳۰ و ۸۱۳.

[ویرایش]

۱۲ - منبع



مؤسسه فرهنگی هنری موقوفه موعود عصر(عج)    






جعبه ابزار